عبد الرضا سالار بهزادى

247

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

مهمترين موضوع مورد اختلاف هيأت انگليسى با حاكم بلوچستان ايران كه خوشبختانه توسط يك مأمور وطن‌پرست وزارت خارجهء ايران ، يعنى ميرزا معصوم خان انصارى كميسر دولت ايران در اين كميسيون پشتيبانى مىشد ، مسئلهء مالكيت كوهك بود كه در آن زمان براى هردو طرف اهميت استراتژيكى فوق العاده داشت و پس از بروز اختلاف از نظر حيثيتى نيز براى هردو طرف به صورت مسئلهء حساسى درآمد ، چرا كه كوهك داراى تنها قلعهء درخور توجه از نظر نظامى در خط مرزى تا حدود كوه ملك‌سياه در شمال منطقه بود . شرح نسبتا جامع و مفصلى از جريان وقايع در اين كميسيون و پيامدهاى آن در بخش اول اين كتاب ارائه شده است . درين جا تنها به عنوان يادآورى متذكر مىگردد كه ابراهيم خان سعد الدوله حاضر نبود منافع مسلم دولت ايران را فداى توافقهاى مأمورين انگليسى با سياستمداران ايرانى در تهران كه كلمهء كوهك يا گوادر به گوششان چون كلماتى بيگانه از زبانى ناآشنا مىآمد ، چه رسد به آنكه منطقه را بشناسند ، بنمايد و آنچه را كه خاك ايران مىدانست با فشار دولتى اجنبى و به خاطر منافع بيگانگان تسليم خاك كلات و سردارانش كه مىدانست و بارها آزموده بود كه در مقابل وى ياراى مقاومتى ندارند بكند . ابراهيم خان بلافاصله پس از حركت كردن هيأت انگليسى با قواى خود كوهك را تصرف نمود و پس از استقرار حاكميت خود به نمايندگى از طرف دولت ايران در آنجا ، چابهار را كه در دست اعراب مسقط از دوستان و متحدان دولت انگلستان بود ، نيز به تصرف خود درآورد و حاكميت دولت ايران را در آن حدود هم مستقر نمود . در تهران كه هنوز خبر اقدامات ابراهيم خان به آنجا نرسيده بود ، تمام درخواستها و تمناهاى شاه ايران از گلد اسميد ، ژنرال تلگرافخانهء انگليس و رئيس هيأت حكميت انگليسى براى واگذارى منطقهء كوهك به ايران ، از سوى گلد اسميد مؤكدا رد شد . پس از آنكه خبر فتح كوهك به تهران رسيد ، ژنرال محتاط انگليسى از آنجا كه مىترسيد اظهار اطلاع از موضوع به رسميت شناختن تصرف ايران در منطقه تعبير شود ؛ و نيز از لطمه‌اى كه اين عمل ابراهيم خان به پرستيژ و حيثيت امپراتورى بريتانيا در منطقه وارد آورده بود ، شديدا نگران بود - بدون آنكه مسئله فتح كوهك را به روى خود بياورد ، با نشان دادن سعهءصدر حاضر شد به خاطر شاه فعلا قضيهء كوهك مسكوت بماند ! به اين ترتيب مسئلهء مرزهاى رسمى شمال منطقهء بلوچستان ايران با كلات كه بعد از آنكه كلات رسما به تصرف انگليس درآمد بلوچستان انگليس خوانده مىشد لاينحل باقى ماند . اهميت اقدامات ابراهيم خان در مورد تصرف كوهك و چابهار براى دولت ايران را مىتوان از تقديرنامه‌اى كه ناصر الدين شاه به همين مناسبت براى ابراهيم خان فرستاد ، و اعطاى لقب سعد الدوله به وى ، دريافت ( متأسفانه اين تقديرنامه فعلا در اختيار نگارنده نيست و اصولا از سرنوشت آن در ساليان اخير بىاطلاعم . ) با اين مقدمات ، طفره رفتن ناصر الدين شاه در سال 1312 از تعيين خطوط مرزى ، بر خلاف گفتهء سايكس نه از ترس مخارج آن ، بلكه از ترس از دست دادن امتيازاتى بود كه بيست و چهار سال قبل از آن با نيروى غيرت و ضرب شمشير يك سردار ايرانى از امپراتورى بريتانيا كسب كرده بود و مىترسيد اينك كه يازده سال از مرگ سعد الدوله مىگذشت ( سعد الدوله در 1301 ه . ق . وفات يافت ) از طرفى حال كه حضور نظامى انگلستان در منطقهء بلوچستان تقويت شده و سربازان انگليسى در پنجگور مستقر شده بودند و از سويى با بهبود و پيشرفت وسايل حمل و نقل در منطقهء انگليسى و كشيده شدن خطآهن تا كويته و امكان